آهسته گفت خدا نگهدارت و در را بست و رفت ،
آدمها چه راحت مسئولیت خود را به گردن “خدا” می اندازند
.
.
.
سخت است وقتی از بغض ، گلو درد میگیری و همه میگویند لباس گرم بپوش
.
.
.
خاطرات نه سر دارند و نه ته . . .
بی هوا می آیند تا خفه ات کنند . . .
میرسند . . . گاهی وسط یک فکر . . .
گاهی وسط یک خیابان . . .
سردت می کنند . . . داغت میکنند . . .
رگ خوابت را بلدند . . . زمینت می زنند . . . !!!
خاطرات تمام نمی شوند . . .
.
.
.
چه تلخ است علاقه ای که عادت شود
عادتی که باور شود
باوری که خاطره شود
و خاطره ای که درد شود …
.
.
.
موقع Delete فولدر خاطراتت
ذهنم Error می دهد
گمانم یکی از فایلها در حال اجراست …
.
.
.
لعنت به بعضی آهنگــــا
به بعضی خیابونــــا
به بعضی حرفـــا
لعنتیا آدمو میبرن به روزایی که واسه از بین بردنـش تو ذهنت ویرون شدی …
.
.
.
شاید از مد افتاده باشد
شاید دیگر اندازه ام نباشد
اما همچنان عطر خاطره میدهد پیراهنی که روی شانه هایش اشک ریخته ای !!!
.
.
.
همیشه با من بمان
هیچکس عاشقانه تر از من
نمی تواند
تو را بسراید
.
.
.
در تمام لحظه هایم
تکرار می شوی ،
اما
تکراری نمی شوی…
.
.
.
می خواهمت
چرا که
مثل لبخند خورشید
از پس رنگین کمان به دشت خیس
خواستنی هستی
رویانده ای در من
نفس
نفس گیر آمده ای
عاشق ..
.
.
.
گفتی دوستت دارم
و من به خیابان رفتم !
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود …
.
.
.
فرهنگ لغتها نیاز به ویرایش دارند ،
برای معنی دلتنگی احتیاج به این همه کلمه نیست،دلتنگی یعنی تو !
.
.
.
هرکس جای من بود ، می بُرید
اما من هنوز می دوزم ، چشم امید به راه . . .
.
.
.
هزار بار هم از این دنده به آن دنده شوی فایده ندارد !
این تخت خواب “آغوش” کم دارد . . .
.
.
.
تعداد دقیق مژه هایت را میدانم
تعجب نکن ، مگر زندانی کاری جز شمردن میله های زندانش دارد ؟
.
.
.
دلتنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست / در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست
با عشق تو شب را به سحرگاه رسانم / بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست
.
.
.
چه جمله ی عجیبی است “دوستت دارم” ،
هر کسی میگوید ، عاشقتر میشود و هر کسی میشنود بی تفاوت تر
.
.
.
کوچه ای را بود نامش معرفت / ساکنینش بامرام از هر جهت
گرچه بن بست بود مثل قلب من / آخرین خانه تو بودی خوب من
.
.
.
از فکر من بگذر خیالت تخت باشد
من می تواند بی تو هم خوشبخت باشد
این من که با هر ضربه ای از پا در آمد
تصمیم دارد بعد از این سرسخت باشد
تصمیم دارد با خودش، با کم بسازد
تصمیم دارد هم بسوزد ، هم بسازد
.
.
.
به خدا بگو خط و نشان دوزخش را برایم نکشد ،
جهنم تر از نبودنت جایی را سراغ ندارم
نظرات شما عزیزان:
مصطفی 
ساعت22:03---7 شهريور 1391
سلام
وبلاگ جالبي داري، يه سري همه به من بزن، اگه خواستي منو با عنوان
پاسخ:
سلام ممنونم ازتون
موفق باشيد
تاريخ: 7 / 6 / 1391برچسب:
جملات عاشقانه جديد91,
جملات زيبا,
جملات دوست داشتن,
جملات نفرت,
جملات عاشقانه غمگين,
جملات بياد ماندني,
چه كرده اي تو با دلم,
اين قرارآخراست,
جملات عاشقانه شهريور91,
زيباترين جملات عاشقانه شهريور91,
جملات عشقولانه شهريور91,
جملات زيبا,
جملات عشقولانه,
ارسال توسط محمد علي كريمي